محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

29

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

فرناندوى سوم پادشاه قشتاله در سال 641 ه / 1243 م با موكبى عظيم به شهر درآمد . فرناندو پس از مرگ ابن هود يقين داشت كه ابن الاحمر زمام همهء كارهاى اندلس را به دست خواهد گرفت و زعيم آيندهء اندلس جز او كس ديگرى نخواهد بود . بنابراين براى دست يافتن بر اندلس بايد او را فروكوبد . ابن الاحمر نيز از وظيفه‌اى كه تقدير به دو محول كرده بود غافل نبود و همواره به خطر تجاوز مسيحيان آگاهى داشت . ازاين‌رو تا در غرناطه استقرار يافت بسيج نبرد كرد و با آنان كه - دشمنان او - در حوالى جيان دست به كشتار و تاراج زده بودند ، پيكار آغاز نهاد و به سوى دژ مرتش « 14 » در حركت آمد و در سال 636 ه آن را محاصره كرد . مسيحيان به يارى مدافعان شهر شتافتند . ابن الاحمر ناچار شد دست از محاصره بردارد . سپس با يكى از پادگانهاى مسيحى كه فرماندهى آن را ردريكو آلونسو برادر غير شرعى فرناندوى سوم بر عهده داشت درگير شد و آن را به سختى منهزم ساخت . در اين پيكار سردار لشكر مرتش و جمعى از بزرگان ، شواليه‌ها و كشيشان قلعهء رباح به قتل رسيدند . اين زدوخوردهاى محلى در سير حوادث نقش تعيين‌كننده‌اى نداشتند . فرناندوى سوم منتظر حوادث مهمترى بود . ازاين‌رو خود را براى رويارويى با آن مهيا مىساخت . چون از تسخير ثغور شرقى بپرداخت و بر مرسيه غلبه يافت آهنگ نبرد ابن الاحمر نمود . فرناندو مىخواست شكست سپاهيانش را در مرتش جبران كند پس لشكرى گران به سردارى پسر خود آلفونسو گسيل داشت . مسيحيان در منطقهء جيان دست به آشوب و كشتار گشودند و بر دژ ارجونه موطن اصلى بنى نصر و چند دژ ديگر و مواضعى از املاك امير غرناطه مستولى شدند . سپس در سال 642 ه / 1244 م غرناطه را محاصره كردند و بر باروهاى شهر خسارتهاى بسيار وارد كردند . سال بعد مسيحيان لشكر به جيان بردند آنجا را محاصره كردند و بستدند . چون ابن الاحمر برترى سپاه مسيحى و بيهودگى مقاومت را مشاهده كرد ، بر آن شد كه با پادشاه قشتاله پيمان دوستى بندد . پس به لشكرگاه او

--> ( 14 ) . مرتش ، به اسپانيائى sotraM شهرى است استوار در جنوب غربى شهر جيان .